ضريح تنور

ای کوه صبر محمل تو نور طور داشت   غزلی از سالهای گذشته

یعنی خدا به بزم غم تو حضور داشت   به مناسبت شهادت حضرت

                                                زینب سلام الله

بر بال  جبرییل امین  بوده ای  سوار

در کعبه ای که پرده زگیسوی حور داشت

 

ای  مادر مصیبت وغم   مادر تو  هم

دیشب  عزا  کنار  ضریح تنور  داشت

 

ای سر شکسته بهر ملاقات تو  سری

با  پای نیزه پیش نگاهت  عبور داشت

 

با خطبه ات  ملایکه هم   گریه میکنند

پس شام  از چه بود که روز سرور داشت

/ 26 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پس کوچه

ما مرده ایم مثل حقیقت که مرده است... سلام عزيز بعد از مدتها به روز کردم با يک چارپاره به ضميمه ی چند خبر منتظرت هستم کار را نیز خواندم و مثل همیشه لذت بردم لینکت نیز که از قبل زینت بخش وبلاگم شده بود مرا بی خبر نگذار از خودت... در پناه باران...

چهرهء باران

سلام حال شما؟ خدا خير بده و البته برکت اميدوارم هميشه موفق تر از قبل باشيد

سلسله

سلام بزرگوار به روزم باغزلی برای حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه ومنتظرتان

مظاهر کثيری نژاد

سلام . با غزلی در پستی همیشه خودم به روزم و منتظر قلم زیبای شما. اولین دعوت و آشنایی رو به فال نیک می گیرم. یا علی

كاروان دل

از اشعار بسيار زيباتون لذت بردم ان شاء الله خداوند توفيقات شما را روز افزون بگرداند از نقد هاي ادبيتون خوشحال مي شم التماس دعا

كاروان دل

سلام با اجازه وبتون رو لينك كردم يا علي

پس کوچه

سلام دوست عزيز ممنونم به خاطر لينک لينک شما هم که قبلا اضافه شده بود(البته جسارتا نتوانستم لسينک خود را در ميان لينکهايتان پيدا کنم!) کار زيبايتان را نيز خواندم و استفاده کردم در پناه باران

چهرهء باران

سلام حاج ميثم چهرهء باران با غزلی برای حضرت عبدالعظيم بروز شد لطف می کنيد سر بزنيد

مرتضي پارسا

به روزم واگر بيايي خوشحال مي شوم ... اگر سخن بگويي ، بيشتر از قبل ... كه سخت خاموشم !