پیغمبر اعظم

دوستی گفت شعر مرثیه برای پیغمبر خیلی کمه منم این چند بیت رو سرودم و اگر کسی شعری به این مناسبت گفته ما رو هم خبر کنه ممنونم

 

گرفته  بوی شهادت  شب وفاتش  را

بیا  مرور کن  ای اشک  خاطراتش را

مورخان  بنوشتند  با   سرشک یتیم

هجوم درد   به  سر تا سر  حیاتش را

سه سال شعب ابیطالب و شکنجه وظلم

چقدر  مرگ خدیجه  فسرد  ذاتش   را

چه سنگها  که بر آیینهُ  وجودش خورد

چه طعنه ها که ابوجهل زد  صفاتش را

برای غارت جانش قریش خنجر بست

ولی  خدای علی  خواسته نجاتش  را

دلش چو ماه شکست و دو نیم شد اما

ندید  سبزی یِ  باران  معجزاتش   را

حرا  شروع رسالت   غدیرخم   پایان

ادا نمود   تمامی یِ   واجباتش  را

...وبعد غیر علی هر که رفت در محراب

شنید  نعرهُ   لا تقربو الصلاتش   را

/ 43 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد بابایی

سلام سروش/سقیفه/نماینده پارلمان هلند... گرخامشیم ولال تماشا پدر بزرگ! منتظرتان هستم.

آیدا

گونه ی بارونی من! همه جا آفتابی شده بسه دیگه گریه نکن چشمای من آبی شده ... به روزم

زیتون

سلام قولا من رب ابراهیم به روزیم و منتظر... یاعلی

زیرنورماه

عمه سادات بگو کیستی؟ فاطمه یا زینب ثانیستی باعرض تسلیت وفات کریمه ی آل رسول شعرتون زیبا بود خوشحالم که با وبلاگ شما آشنا می شم یاعلی

جام باده

سلام به روزم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] موفق باشی

موسوی

من و این کِشته ی خشکیده و کابوس درو... خوشحال می شوم سری بزنید.

امیر حسین محمد شاهی

ای شیعه امیر را فراموش مکن خورشید غدیر را فراموش مکن مانند یتیمان سوی مولا بشتاب مسکین و اسیر را فراموش مکن